X
تبلیغات
توفان خاک - درباره رشته کوه زاگرس

توفان خاک

سلام خوش آمدید

درباره رشته کوه زاگرس

زاگرس

زاگرُس رشته‌کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در ترکیه آغاز شده و تا استان‌های فارس و کرمان ادامه می‌یابد. دامنه‌‌ی این رشته‌ کوه به‌ شمال عراق نیز امتداد دارد.

نام

بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G'R' به معنای کوه بزرگ است. اما نظری که بیشتر مورد تایید است این است که این کلمه از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی/ساگارتی (Zagarthians/Sagarthians) گرفته شده. نام قدیمی این رشته‌کوه در زبان فارسی «پاطاق» و پیش از آن «کهستان» (در عربی «جبال») و «پهله» بود.

واژه «زاگرس» یا «زاگروس» از بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی (و بعضا از زبان یونانی) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد. ظاهراً حسن پیرنیا اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود بنام « تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان» آورده است. او خود تاکید نموده که اروپایی ها چنین (یعنی زاگرس) نامند.

بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نامبرده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گسترده‌ای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ۲۴۰ نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استان‌های آذربایجان، کردستان، کرمانشاهان و اصفهان و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل می‌شود.

واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی یا مسالک و الممالک و نوشته‌های دوره اسلامی نوشته نشده است. در لغت‌نامه دهخدا یا دایرة‌المعارف مصاحب نیز نکته‌ای مهم و اساسی در باره ریشه و اصل واژه زاگرس بیان نشده است.

محمد قزوینی در صفحه ۴۸ از جلد ۵ کتاب خود می‌نویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران مخصوصا بختیاری در غرب ایران است». در دانشنامه لاروس از زاگرس به کوتاهی به‌عنوان نام دره‌ای که نفت‌خیز است ذکر شده است.

در واژه نامه یونانی به آلمانی که سال ۱۸۸۶ در لایپزیگ به چاپ رسیده واژه Zagrio یا Zagros را به‌عنوان «کوهی در دوران ماد» به نقل از نوشته های استرابون و پولی بیوس آورده است.

در لغت نامه جغرافیایی Lexique-geographique در زیر واژه و عنوان «زاگرو» (زاگرس) آمده است: «رشته کوهی است در آسیا که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و ماد را از آْشور جدا می‌کند.» و نویسنده نام منابع خود را Ptolemeus. Polybios. pinius-strabo معرفی می‌نماید.

گریشمن باستان‌شناس فرانسوی در کتابش (ایران از آغاز تا اسلام ترجمه دکتر معین صفحه ۸۸) زاگرس را نام قبیله‌ای دانسته و می نویسد: «.. حرکت عمومی قبایل ایرانی هنوز به پایان نرسیده بود که قبیله سومی از قبیله های مهم ایرانی بنام « Zikirtu» یا «ساگارتی» بسوی نواحی شرقی تری رفته و مستقر شدند.

هرودوت نیز در نوشته‌هایش ( تاریخ هرودت ترجمه هدایتی صفحات ۵ و ۱۰ و ۲۱۱) از همین قبیله مادی صحراگرد با نام «ساگارتی» یاد کرده و می نویسد: «... قبیله‌های دیگر که صحراگردند از این قرارند: داین ها، ماردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها...».

دیاکف نیز در کتاب تاریخ ماد خود (ترجمه کشاورز صفحه ۲۴۸) در شرح حمله آشوری‌ها به پارسوا و نفوذ در خاک ماد به استناد کتیبه‌های خوانده شده می‌نویسد: «بطوری که در متن تصریح شده، آخرین نقطه لشکر کشی ظاهراً دژ مادی زاکروتی بود».

به استناد مطالب ذکر شده ریشه واژه زاگرس از زبان مادی یا اوستایی است و یونانی‌ها با افزودن «S» (س) به آخر آن این واژه را به شکل یونانی مبدل نمودند. لذا واژه زاگرس (همانند واژه بختیاری) هم نام کوه و دژ و هم ایل، قوم، قبیله و محلی از مادها بوده است.

 

 

 

 

کوه‌ها

نیمه‌ی شمالی رشته کوه زاگرس در دوره‌ی ایران باستان محل زندگی مادها بوده است.

بلندترین قله‌های این رشته کوه زردکوه (۴۲۲۱ متر)، دنا (۴۴09 متر) و اشتران کوه (۴۲۵۰) نام دارند.

زردکوه با ارتفاع ۴۲۲۱ متر در در نزدیکی شهرستان کوه‌رنگ در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. زردکوه در تمام طول سال پوشیده از برف است و سرچشمه‌ی اصلی رودخانه‌ی زاینده رود.

اشترانکوه با ارتفاع ۴۲۵۰ متر در جنوب شهرستان‌های الیگودرز و ازنا بلندترین قله زاگرس میانی است که دارای هشت قله بلند و به هم پیوسته است که در تمام طول سال پوشیده از برف است. سرچشمه اصلی رود ‌‌‌دز و یکی از سرچشمه‌های کارون و کرخه است. دریاچه گهر نیز در این رشته کوه قرار گرفته است.

بلندی‌های زاگرس حوضه آبخیز رودخانه‌های زاینده‌رود، کارون و کرخه و دز را تشکیل می‌دهد و با توجه به حجم بارش و پایین بودن سطح تبخیر و موقعیت نسبتاً مناسب سازندهای زمین‌شناختی بخش اعظم آبهای زمینی و زیرزمینی کشور به میزان ۴۵ تا ۵۰ درصد را تأمین می‌‌کند.

دنا با ارتفاع۴۴09متر بلندترین ارتفاعات زاگرس می باشد واز ۴۴قله مرتفع بالای 4000 متر تشکیل شده است وبیش از 60 کیلومتر طول دارد. واز لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب استان اصفهانِِِِ، شمال غربی استان فارس ولی بخش اعظم آن در شمالشرقی استان کهگیلویه وبویراحمد قرار دارد. در تمام سال پوشیده از برف است و سرچشمه‌اصلی کارون و همچنین رود مارون می باشد. یکی از کم نظیرترین منابع انواع واقسام گیاهان دارویی در دنیاست.

عجایب رشته کوه زاگرس

در سفر به یاسوج به منطقه سی سخت رفتیم و از انجا از طریق جاده ای به چشمه میشی و سپس اشگفت گلو کوه گل. در دره این کوههارودخانه کوه گل جاری بود که بسیار جالب بود.اما جالبتر از ان در دامنه این کوه چشمه ای که از آب شور می جوشید وجود داشت و پیرمردی به نام اقای جعفری که از این چشمه نمک استخراج می کرد. او زمین مسطح وشیب دار حاشیه رودخانه اصلی را کرت بندی کرده بود و آب چشمه نمک را بطرف این زمینهای کرت بندی شده هدایت می کرد.کرت ها که از اب چشمه پر می شد چند روزی می ماند تا آب تبخیر شود و نمک ته نشین گردد. لایه رویی نمک کاملا سفید برای طعام بود.لایه زیرین کمی کدر بود که برای دام استفاده می شد و لایه آخر که به رنگ خاک بود برای کشاورزی. انچه مهم بود چشمه نمک در حاشیه رودخانه گل کوه بود که اب ان قابل شرب و شیرین بود.و معیشت پیرمرد که از طریق فروش نمک ارتزاق می کرد.

رشته کوه زاگرس

دشتهای داخلی ایران تقریباً توسط کوهها محاصره شده اند. مهمترین سیستم  کوهستانی کشور که رشته کوه زاگرس نام دارد از نزدیکی مرز شمال غربی ایران با ترکیه به موازات مرزعراق تا خلیج فارس به طول 1500 کیلومتر و عرض 400 کیلومتر(در عریض ترین مناطق) امتداد دارد.  به استثناء دشت ساحلی  خوزستان که از شمال تا خلیج فارس و دریای عمان امتداد دارد، رشته کوههای زاگرس با وسعت 400.000 کیلومتر مربع و یا یک چهارم ایران تقریباً تمام غرب کشور را می پوشاند و منطقه آب و هوایی مدیترانه ( واقع در غرب رشته کوه) را از منطقه آسیایی خشک غربی جدا می نماید.

تعداد بسیار زیادی از قله های زاگرس بیش از 4000 متر ارتفاع دارند. قله دنا در استان کهگیلویه و بویر احمد با ارتفاع 4409  متر و  قله زردکوه در استان چهار محال و بختیاری با ارتفاع 4221 متر بلندترین قله‌های رشته کوه زاگرس می باشند. قله هایی با ارتفاع بیش از2300 متر، رطوبت قابل ملاحظه ای را محبوس می نمایند که به عنوان آب زیرزمینی در حوضه های آبخیز پائینی تراوش می کند. این حوضه های آبخیز با ارتفاع 1200 تا 1500 متر دارای خاک حاصلخیزی هستند که به صورت سنتی کاشت محصولات مختلف را در سطحی وسیع امکان پذیر نموده است.

نام زاگرس از نام مهاجران هند و اروپایی و ایرانی که زمانی در این منطقه از سواحل دریاچه "وان" تا ساحل "مکران" ساکن بوده و زاگارتی/ساگارتی(Zagarthians/Sagarthians) نامیده می شدند، گرفته شده است. قبایل کرد "زنگنه" و "چگینی" از بازماندگان ساگارتیهای باستانی محسوب می شوند. در گذشته این رشته کوه به نام کوهستان(در عربی جبال)، پهله و پاطاق نامیده می شد.  

در زمان باستان، دشت خوزستان که شوش نامیده می شد و کوههای اطراف تا جنوب شرقی که به "انشان" معروف بودند، دو استان سرزمین باستانی "ایلام" را که از آن با نام سرزمین خدایان یاد می شود، تشکیل می دادند. رشته کوههای زاگرس که بین قزوین (غرب ایران) و همدان ( اکباتان باستان که پایتخت مادها بوده است) قرار دارند، در گذشته دشتهای آبرفتی آشور و بابل را از یکدیگر جدا می کردند.

تغییرات آب و هوایی شدیدی که در زاگرس دیده می شود عمدتاً در اثر ارتفاع ایجاد شده است. در رشته کوههای مرکزی در حالیکه در قله کوهها دما زیر صفر درجه سانتیگراد است ، بادهایی که از سمت جنوب غربی می وزد، مناطق کم ارتفاع تر را در تابستان می سوزاند. میزان بارندگی سالانه از 10 اینچ در ارتفاعات پائین تا حدود 20 اینچ در قله ها  متغیر است. در زمستان معمولاً رشته کوهها از برف پوشیده شده اند و تعدادی از قله های مرتفع در تمام طول سال از برف پوشیده شده اند. ناهمواریها و نقاط مرتفع رشته کوه زاگرس آنرا به خصوص در طی ماههای زمستان که منطقه پوشیده از برف است، تقریباً غیر قابل عبور نموده است.

    رودخانه کارون از نزدیکی زردکوه سرچشمه گرفته، از میان دره های عمیق با دیواره های با شیب تند گذشته و پس از عبور از دشت خوزستان به خلیج فارس می ریزد.

   باستان شناسان تخمین می زنند که از 10000سال پیش، کوههای زاگرس به عنوان یکی از اولین کانونهای گیاه و دام جهان بوده است. متاسفانه هزاران سال استفاده بی رویه انسان از منابع طبیعی منجر به نابودی بسیاری از بلوطهای بومی منطقه و جنگلهای سرو کوهی (اورس) شده است.

   گنبدهای بزرگ نمکی که 1524 متر (5000 فوت) ارتفاع دارند در نزدیکی مرکز کوهها یافت می شوند و در مجاورت آنها تراوشات نفت و قیر طبیعی که گاه به صورت خود به خود آتش می گیرند و همچنین چشمه های نفت سنگین دیده می شوند.

    رشته کوه زاگرس، کوههای ناهموار، جنگلی و کوههای پوشیده از برف در شمال غربی با تعداد بسیار زیادی از مخروطهای آتشفشانی و حوزه رودخانه های بزرگ (مانند دریاچه ارومیه) و همچنین برآمدگیهای موازی و دره های قسمت مرکزی (با مردابهای نمکی کم ارتفاع و منطقه کم ارتفاع و نامنظم جنوب غربی که بوسیله صخره و توده های شن مشخص می شود) را در بر می گیرد.  قسمت شمالی زاگرس بسیار پر جمعیت است و دره های حاصلخیز آن به منظور کشاورزی مورد بهره برداری قرار می گیرد. در مناطق مرتفع قسمت مرکزی، چوپانی به شیوه قبیله ای به چشم می خورد. در جنوب شرقی زاگرس، خرما و غلات در آبادیها پرورش داده می شوند. کردها، لرها، بختیاریها، قشقائیها و دیگر ایلات در کوهها زندگی می کنند و تعدادی از گروهها در حال حاضر در این مناطق ساکن شده اند. میدانهای نفتی ایران در طول دامنه های غربی زاگرس مرکزی جایی که گنبدهای نمکی مقادیر معتنابهی از نفت را در خود جای داده اند، قرار دارند.

   گونه های بلوط ارتفاعات زاگرس را می پوشانند و درختان پسته و بادام وحشی در مناطق کم ارتفاع تر دیده می شوند. درخت داغداغان، گردو و گلابی نیز در این منطقه اکولوژیکی پراکنده شده اند. تعدادی از رودخانه های بزرگ، از جمله کارون، دز و کرخه از این منطقه سرچشمه گرفته و به خلیج فارس و دریای عمان می ریزند. آبشارهای زیبا، آبگیرها و دریاچه ها به زیبایی سیمای کوهستان افزوده است.

   امروزه گله داری گوسفند، بز و گاو همچنان به عنوان مشاغل مهم باقی مانده اند و چوپانان به صورت فصلی حیوانات را بین چراگاههای مرتفع تابستانی و مناطق کم ارتفاع زمستانی حرکت می دهند. در مناطق دور افتاده این اکوسیستم، جمعیتهایی از پستانداران مانند: کل و بز، قوچ و میش، خرس های قهوه ای و گربه های وحشی مختلف از جمله کاراکال،سیاه گوش، پلنگ وکفتار دیده می شوند. کفتار  پر سرو صدا ترین حیوان این منطقه است و هر چیزی را که بیابد، زنده یا مرده به عنوان غذا استفاده می کند. قورباغه مرداب از دیگر ساکنین این منطقه است که از سوسک، عنکبوتهای آبی و دیگر بندپایان کوچک تغذیه می کند. کبک دری کمیاب که پرنده ای با رنگ روشن و نشانه های مشخص سفید است برای علاقمندان پرندگان مناظر بدیعی ایجاد نموده است. این پرنده که در زمین لانه دارد در مناطق مرتفع با صخره های پر شیب پوشیده از علف و بوته زندگی می کند. همچنین گاهی اوقات قادر خواهید بود در بالای سر خود بالهای بزرگ عقاب طلایی را در حال پرواز ببینید.  

تحليلي بر تاثير رشته کوه زاگرس روي سيستمهاي سينوپتيکي موثر بر اقليم ايران مرکزي, /علي خلج؛ به راهنمايي: محمد خيرانديش؛ استاد مشاور: هوشنگ قائمي.

در اين تحقيق براي بررسي همه جانيه اثر رشته کوههاي زاگرس برآب و هواي منطقه مرکزي ايران داده هاي 35 ايستگاه سينوپتيک ، مجموعه نقشه هاي هواشناسي تراز ميانگين سطح دريا ، تراز 500 هکتوپاسکال و نقشه هاي آنومالي فشار هوا در يک دوره 20 ساله ( 1990 - 1971 ) مورد مطالعه قرار گرفت. براي شناخت بهتر آثار متفاوت سامانه هاي موثر در ناحيه براساس مناطق تشکيل ، اين سامانه ها به 13 گروه تقسيم ، و نحوه برخورد و اثر زاگرس برآنها مطالعه گرديد. اين مطالعات نشان داد: شرايط اقليمي منطقه مرکزي را نوع و مسير سامانه هاي جوي که از راستاهاي مختلف وارد ناحيه مي شوند و اثري که کوههاي زاگرس و البرز برآنها به جاي مي گذارند ، تعيين مي نمايد. يکي از مهمترين اثرهاي زاگرس محصور نمودن هواي سرد پشته پرفشار سيبري در امتداد غرب و جنوب غرب ناحيه مرکزي است که سامانه غالب فصل سرد سال بحساب مي آيد. استقرار اين پشته در شمال کشور، و يا جنوب شرق آن بر روي درياي عرب و اقيانوس هند امکان عبور سامانه هاي کم فشار موثر برآب و هواي ناحيه مرکزي را فراهم مي سازد. پشته هاي پرفشاري که در ماههاي سرد سال از طريق شمال غرب روي زاگرس توسعه مي يابند تحت تاثير پوشش برفي و هواي سرد آن تقويت مي شوند. در چنين مواردي يا هنگامي که پشته پرفشار در منطقه مرکزي توسعه دارد سامانه هاي کم فشار در غرب و جنوب غرب زاگرس کند يا متوقف مي گردند . پشته هاي پرفشار يا پرفشارهاي کوتاهي که از غرب به زاگرس نزديک مي شوند نيز کند يا متوقف شده و بتدريج از بين مي روند. بطور متوسط فراواني سامانه هاي کم فشار در دوره سرد سال به حدود 35 عدد مي رسد و مقدار بارش و گستردگي اين سامانه ها به عمق و کشيدگي ناوه تراز بالا به سمت جنوب بستگي دارد. سامانه هاي جبهه اي وارده از شمال غرب کشور بدون آنکه دچار تغييرات ساختاري يا کندي عمده اي شوند از کوهستان مي گذرند ولي جبهه هايي که از غرب و جنوب غرب به آن نزديک مي شوند ، بويژه زماني که منطقه مرکزي زير نفوذ پشته پرفشار قرار دارد، توسط زاگرس کند و مخلوط مي گردند. در فرآيند چرخندزايي زاگرس نيز افزايش تاوايي مثبت و سرعت جريانها بعد از گذر از خط الراس کوهستان از يک طرف ، انتقال هواي گرم و مرطوب پشته پرفشاري که روي درياي عرب وآبهاي مجاور آن مستقر مي شود يا قرار گرفتن سامانه کم فشاري روي خليج فارس از طرف ديگر، نقش عمده اي دارند.

 

شاهو

كوه شاهو بخشي از رشته كوه زاگرس است و مهمترين و معروفترين كوه منطقه هورامان ميباشد اين كوه شاهو كوه شاهو بخشي از رشته كوه زاگرس است و مهمترين و معروفترين كوه منطقه هورامان ميباشد اين كوه بلندترين كوه استان كرمانشاه است و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا حدود 3400 متر مي باشد. شاهو در شرق ناحيه هورامان قرار گرفته وطول وعرض آن به ترتيب حدود 75 كيلومتر ( از لب رودخانه سيروان در نزديكيهاي روستاي داريان تا شهر روانسر) و 15 كيلومتر ( از شهر پاوه تادره ژاوه رود ) مي باشد. اين كوه داراي قل معروفي چون زوالي( در نزديكي شهر پاوه ) و نور ( در نزديكيهاي روستاي داريان ) است. شاهو داراي مراتع و چراگاههاي فراوان و نيز هوارگاه هاي( ييلاق ) متعدد، كه با صفا ترين و معروترين آنها پياز دول ميشياو و گاول هستند، مي باشد. تنوع گياهي شاهو فوق العاده زياد است و حدود 30نوع گل و گياه در ارتفاعات مختلف آن رويش دارند. برخي از اين گياهان تعليغي. تعدادي خوراكي برخي معطر و بعضي سمي وتعدادي نيز داراي خواص درماني هستند. تنوع جانوري شاهو نيز قابل توجه است ، اما متاسفانه به علت شكار بي رويه نسل برخي از جانوران از جمله كبك در حال انقراض مي باشد بنا به گفته پيشينيان قبلا در شاهو پلنگ مشاهده شده است. خرس،روباه، شغال، گرگ از جمله جانوران موجود در شاهو هستند. جنس سنگهاي شاهو عمدتا آهكي است. در دامنه ارتفاعات شاهو تعداد زيادي چشمه وجود دارند كه تامين كننده آب كشاورزي و مشروب شهر هاي پاوه و روانسر و تعدادي روستاهاي منطقه مي باشند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 16:33  توسط ساغر  |